تبليغاتX
 سيب و حوا
 

 

سيب و حوا

شستشو مغزی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
بعد صد سال به مناسبت تولد بچه خالم رفتم خونه شون...

یه جشن تولد پر از پسر بچه شیطون و تصور کنید که یه عالمه اسبای بازی و تفنگ و شمشیر اون وسط خورد و خاکشیر شد. ولی حالی بود که می بردند.

منم که سر درد امانم رو بریده بود و فقط به خاطر اینکه اونا ناراحت نشند مجبور شدم اون سر و صدا و دیوونه بازی رو تحمل کنم و بمونم ( چون من عاشق فرنام هستم)

خلاصه وقتی اون جماعت صحنه ی جنگ رو ترک کردند و سکوت برقرار شد ساعت حدود ۱۰ شب بود.

   فرنام دوید رفت دستشویی، بعد که اومد بیرون گفت آخی!!!!!!!!!!!! راحت شدم. ۳ ساعت بود که خودم رو نگه داشته بودم!

گفتم خوب عزیزم مگه مجبور بودی؟ خب یه دقیقه از بازی دل می کندی می رفتی...

گفت: نه آخه معلم قرآن ما گفته آدم باید تو مشکلات و سختی ها تحمل داشته باشه تا عمرش بیشتر بشه. منم خودم رو نگه داشتم تا سختی اش عمرم رو بیشتر کنه.

یه چیزی حدود یه ربع داشتیم می خندیدیم.

ولی واقعآ تصور کنید چه شستشوی مغزی! بچه ها رو مجبور می کنند چقدر به مثانه شون فشار بیارند تا جو کلاس واسه هی بیرون و تو اومدن به هم نخوره.

معلمه چه مثال جالبی برای مشکلات براشون آورده ها!!!!!!

اخه بچه کلاس اول و دوم دبستان چرا باید از الان معنی مشکلات رو بفهمه؟

و ....

چند سال پیش خواهر کوچتر من نماز سر وقت و اساسی می خوند. اخه معلم قرآنشون گفته بود اونایی که نماز می خونند وقتی می میرند ۵ تا نور از ۵طرف می یان و قبرشو براش باز می کنند تا فشار قبر نداشته باشه.

این بچه هم نماز صبح رو نمی خوند

استدلال جالبی هم داشت: می گفت قبر من از ۴ طرف هم که باز بشه بران بسه.

واقعآ برای اون معلم متاسفم که شعور و فهمش از دینش در همین حده که اینطوری به بچه ها آموزش می ده!!!!!!!!!!

2 نوشته شده در  یکشنبه 1387/10/15ساعت 14:6  توسط اركيده | 
blogکد بازي تمرکز حواس
درباره وبلاگ


 
صفحه نخست
پست الکترونيک
آرشيو
 
دست نوشته هاي من

مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
مهر 1387
شهریور 1387
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
دی 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
آبان 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384


پيوندها

صبح بخير
رنگینک
رهگذار عمر
رگبارها
اسب سفید بالدار
از هر دری سخنی
در امتداد پیدایی
دل درد
کاسنی
بریم جلو بوق بزنیم
کنج ذهن
دل مشغولی های من
من از یادت نمی کاهم
یاس و یاسچه
صبح است ساقیا قدحی پرشراب کن
یک مشت حرف مسخره
وبلاگ شخصی و خانوادگی
زندگی در پاورقی
عشق عرفان ادب و هنر
Black & White
میرزا بنویس
از زیرود تا شهنیا
آنچه به عنوان یک شوهر باید بدانید
ییلاق ذهن
چه بگویم.....
یک دسته اقاقی برای خدا
دری وری
ورق پاره های اینترنتی
مجموعه مقالات مسعود بهنود
یادداشت های نیک آهنگ
خاطرات دانشگاه
یادداشت های دختر دستفروش مترو
عاشقی کشکککککک
تمام روزهای من
دوست کجا؟ راه کدام؟
چرک نویس
مهرانامه
چیستا
یادداشت های احسان ولی زاده
شمعدانی های قرمز
رزم مشترک

 

 RSS