تا حالا شده یه روزی رو شروع کنید که احساس کنید پر از انرژی هستید و می تونید حتی شاخ گاو رو هم بشکونید؟
برای من که خیلی پیش اومده.
روزهایی بودند و هستند که فکر می کنم آمادگی روبه رو شدن با هر مشکلی رو تو این دنیا دارم.
روز هایی که به آفتاب سلام دوباره دادم...
روزایی که تو اوج درگیری های هر روزه ام احساس کردم می تونم سرپا بمونم و به دنیا لبخند بزنم.
روزایی که وقتی از در می یام بیرون با خنده به خودم می گم امروز بک روز ویژه است و می خوام ازش حسابی لذت ببرم.
ولی تو بعضی از این روزا انگار که بعضی ها نمی تونند این سرخوشی و انرژی رو ببینند، چون انگار داری گناه کبیره می کنی که شادی!!!!!!!!!!
دست خودشون هم نیست. انگار یه واکنش ذاتی دارند به این حالت من!!!! چون تمام نیروشون رو خواسته یا ناخواسته جمع می کنند تا اون روز رو به بدترین وجه ممکن خراب کنند. نمی دونم چرا ولی واقعآ این تو زندگیم کم نبوده...