دیروز اولین موی سفید رو هم لا به لای موهام پیدا کردم.
ولی دلم نمی خواد به خاطرش دلم رو اشفته کنم! خب چه می شه کرد؟ خودم که می دونستم عمرم داره می ره!!!!!!!!!!!!
ولی یه چیز جالب!
دیشب با خودم حسابی خلوت کردم و به خودم خندیدم. فکر می کردم روزگار با من خیلی مشکل داره ولی دیدم آدم هایی هم هستند که زندگی خواب های بدتری براشون دیده بوده!
ولی دیدم این ادم از من قوی تره! چون اگر بازی روزگار باعث شد روحم یه کم با ناخالصی ها اشنا بشه
اون سرسخت تر از کوه جلوی این ناخالصی ها هم ایستادگی کرده.
خدایا ممنونم که بهم این روی سکه رو هم نشون دادی.
جدی جدی باورم شده بود که با من مشکل داری. الان افتخار می کنم که تو خدای وجود منی.
خداد جونم خودت می دونی منظورمو خودت می دونی که چقدر دوست دارم.....................