تبليغاتX
 سيب و حوا
 

 

سيب و حوا

یه جورایی خیلی حالم خوبه!!! احساس سبکی لذت بخشی تمام وجودم رو پر کرده، دلیل خاصی هم نیستا! ولی خب! همه چیز یه جوری برام لذت بخشه. مثل خیلی وقت پیشا که از همه بدی ها و خوبی های دور و برم لذت می بردم.

خدا جونم چند وقت بود این حس و حالو نداشتم؟ ممنون که کمکم کردی با تک ماده این مرحله سیاه زندگیم رو پشت سر بزارم.

خدایا مرسی که با وجود تمام مشکلاتی که دارم دیگه خودمو نمی بازم و خورد و داغون نمی شم. خدایا نمی دونی چقدر دوست دارم.............

وای! نمی دونید چقدر لذت بخشه آدم به جایی برسه که ببیننه نه بابا یه نتیجه ای داره از کاراش می گیره. دیروز دکترم هم بهم افتخار کرد. بهم گفت خیلی جالبه که به این سرعت تونستی خودتو رو به راه کنی. وقتی ازش پرسیدم مامانم سوال کرده تا کی دیوونه ام؟ چه خنده ای کرد!

می دونی چه جوابی داد؟ گفت تا موقعی که اینطور به آدما وابسته نباشی. گفت خیلی خوب شدی ولی هنوز کار داری!

بعدش یه اتفاق بهتری افتاد. بالاخره مقاله ام داره چاپ می شه. submit مقاله ام که اومد. " انگار همین دیروز بود که کیوان جلوی دوستش سرم داد کشید که تو می دونی چا مقاله یعنی چی ؟ فکر کردی به همین راحتی هاست؟ " چرا؟ چون از یه فوق لیسانس شریف رتبه یازدهی پرسیده بودم چرا مقاله نداره!!!!!!!!!!!!!!

یک سال و نیم به مفهوم واقعی کلمه جون کندم ولی خیلی ارزش داشت. ارزشش به مقاله اش نبود به محتوای توش بود. به چیزایی که یاد گرفتم بود. به چیزایی که پیدا کرده بودیم بود. به این که یه تلنگری به ادم بخوره که کار نشد نداره! بود.

خیلی چیزای دیگه هم هست خیلی اتفاقای خوب دیگه هم افتاده که خیلی خیلی خوشحالم. حسابیه حسابی

2 نوشته شده در  پنجشنبه 1386/06/08ساعت 10:18  توسط اركيده | 
blogکد بازي تمرکز حواس
درباره وبلاگ


 
صفحه نخست
پست الکترونيک
آرشيو
 
دست نوشته هاي من

مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
مهر 1387
شهریور 1387
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
دی 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
آبان 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384


پيوندها

صبح بخير
رنگینک
رهگذار عمر
رگبارها
اسب سفید بالدار
از هر دری سخنی
در امتداد پیدایی
دل درد
کاسنی
بریم جلو بوق بزنیم
کنج ذهن
دل مشغولی های من
من از یادت نمی کاهم
یاس و یاسچه
صبح است ساقیا قدحی پرشراب کن
یک مشت حرف مسخره
وبلاگ شخصی و خانوادگی
زندگی در پاورقی
عشق عرفان ادب و هنر
Black & White
میرزا بنویس
از زیرود تا شهنیا
آنچه به عنوان یک شوهر باید بدانید
ییلاق ذهن
چه بگویم.....
یک دسته اقاقی برای خدا
دری وری
ورق پاره های اینترنتی
مجموعه مقالات مسعود بهنود
یادداشت های نیک آهنگ
خاطرات دانشگاه
یادداشت های دختر دستفروش مترو
عاشقی کشکککککک
تمام روزهای من
دوست کجا؟ راه کدام؟
چرک نویس
مهرانامه
چیستا
یادداشت های احسان ولی زاده
شمعدانی های قرمز
رزم مشترک

 

 RSS